مثال
ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ فروردین ،۱۳۸٧  
 
السلام علی من اتبع الهدی
 
السلام: اسم مفرد مذکر جامد معرفه معرب منصرف
علی: حرف جر عامل مبنی بر سکون
من: اسم موصول عام جامد معرفه مبنی
اتبع: فعل ماضی غایب ثلاثی مزید باب افتعال لازم معلوم
الهدی: اسم مفرد مذکر جامد معرفه معرب منصرف مقصور


*سمیرا ولی زاده*
 
مثال
ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ فروردین ،۱۳۸٧  


وهب الأمیر ما لا یملک (از کیسة خلیفه می‌بخشد)
 
وهب: فعل ماضی غایب ثلاثی مجرد مبنی لازم معلوم
الامیر: اسم مفرد مذکر مشتق معرفه معرب منصرف
ما: اسم موصول عام جامد معرفه مبنی
لایملک: فعل مضارع غایب ثلاثی مجرد مبنی لازم معلوم


*سمیرا ولی زاده*


 
مثال
ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ فروردین ،۱۳۸٧  
 
 
الید الواحده لا تصفّق (یک دست صدا ندارد)
 
الید: اسم مفرد مونث جامد معرفه معرب منصرف
الواحده: اسم مفرد مونث مشتق معرفه معرب منصرف
لاتصفق: فعل مضارع غایب ثلاثی مجرد معرب لازم معلوم

*سمیرا ولی زاده*
 
مثال
ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ فروردین ،۱۳۸٧  
یوم لنا و یوم علینا (گهی پشت به زین و گهی زین به پشت)
 
یوم: اسم مفرد مذکر جامد نکره معرب منصرف
ل: حرف جر عامل مبنی بر فتح
نا: ضمیر متکلم مع الغیر جامد معرفه مبنی غیرمنصرف
و: حرف عطف غیر عامل مبنی بر فتح
علی: حرف جر عامل مبنی بر سکون


*سمیرا ولی زاده*
 
مثال برای تحلیل صرفی
ساعت ٤:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ فروردین ،۱۳۸٧  
نری أنّ اسالیب دعوة القرآن یختلف بعضها عن بعض اختلافا کثیرا.نری : فعل مضارع ، للمتکلم مع الغیر ، مجرد ثلاثی ، معرب ، متعد ، مبنی للمعلوم ، معتل و ناقصأنّ : حرف مشبه بالفعل ، عامل ، مبنی علی الفتحاسالیب : اسم ، جمع التکسیر ، مذکر ، جامد ، معرب ، معرف بالاضافة ، ممنوع من الصرف ، صحیح الآخردعوة : اسم ، مفرد ، مؤنث ، جامد ، معرب ، معرف بالاضافة ، منصرف ، صحیح الآخرال: حرف تعریف ، غیر عامل ، مبنی علی السکونقرآن : اسم ، مفرد ، مذکر ، جامد ، معرب ، معرّف بـ «ال» ، منصرف ، صحیح الآخریختلف : فعل مضارع ، للغائب، مزید ثلاثی ، معرب ، لازم ، مبنی للمعلوم ، صحیح و سالمبعض: اسم ، مفرد ، مذکر ، جامد ، معرب ، معرف بالاضافة ، منصرف ، صحیح الآخرها : اسم ، ضمیر متصل للنصب و الجر ، للغائبة ، مبنی علی السکون ، معرفةعن : حرف ، عامل جر ، مبنی علی السکونبعض:کما مرّاختلافا : اسم ، مفرد ، مذکر ، جامد ، معرب ، نکرة ، منصرف ، صحیح لآخر

کثیرا : اسم ، مفرد ، مذکر ، مشتق (صفة مشبهة) ، معرب ، نکرة ، منصرف ، صحیح لآخر

                                                                                                   *فرنام محبی*


 
تحلیل صرفی حرف
ساعت ٤:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ فروردین ،۱۳۸٧  
برای تحلیل صرفی حرف باید به موارد زیر اشاره کنیم :1- نوع حرف - حروف جر : فی ، مِن ، الی ، علی ، بـِ ، کـَ ، و ، حتّی ...- حروف جازمه : لام امر ( لـِ ) ، لاء نهی ( لا ) لَم ، لمّا ( اگر بر سر فعل مضارع باشد ) إنْ- حروف ناصبه : أنْ ، لَنْ ، کَی (لکی) ، إذن ، حتی ، لـِ -  حروف نفی : ما ، لا- حروف مشبهة بالفعل : إنَّ ، أنَّ ، کأنَّ ، لکنَّ  ، لَیْت ، لعلّ- حروف عطف : وَ ، فـَ  ، ثُمَّ ، بَل ، أمْ ، أو ، لا ، حتّی- حروف ندا : یا ، أیا ، هیا ، أی ، أ ، آ ، وا- حروف استثنا : إلاّ ...- حروف استفهام : أَ ، هل- واو حالیه و ...2- عامل و غیر عامل ( حرف عامل حرفی است که در اعراب کلمه ی بعد از خود اثر بگذارد . حروف جر ، جزم ، نصب ، مشبهة بالفعل و لای نفی جنس عامل و بقیه حروف غیر عاملند) .

3- نوع بنای حرف ( مبنی بر ضم – مبنی بر فتح – مبنی بر کسر – مبنی بر سکون)

*فرنام محبی*
 
تحلیل صرفی فعل
ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ فروردین ،۱۳۸٧  

برای تحلیل صرفی فعل به موارد زیر اشاره می کنیم.1- زمان (نوع) فعل [ ماضی ، مضارع ، امر]2- صیغه ی فعل [غایب ، مخاطب ، متکلم]3- ثلاثی مجرد و مزید و رباعی مجرد و مزید4- معرب و مبنی [ از میان فعلها فقط فعل مضارع معرب است . غیر از صیغه هایی که نون جمع مؤنث داشته باشد و یا نون تأکید مستقیماً به آنها وصل شده باشد ]5- لازم ومتعدّی [فعل لازم به مفعول به نیز ندارد ولی فعل متعدی نیاز دارد]6- معلوم و مجهول 7- صحیح ومعتلچند نکته :1- فعل لازم همیشه معلوم است.2- فعلهای به کار رفته در بابهای «افعال ، تفعیل ، مفاعلة و استفعال» غالباً متعدی هستند)3- فعلهای به کار رفته در بابهای « تفعّل ، تفاعل و افتعال» غالباً لازمند .4- فعلهای باب «انفعال» همیشه لازم است.

*فرنام محبی*


 
تحلیل صرفی اسم
ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ فروردین ،۱۳۸٧  

برای تحلیل صرفی اسم موارد زیر را به ترتیب می نویسیم :1- عدد اسم (مفرد ، مثنی ، جمع)    مفرد : که بر یک شخص یا یک شیء دلالت دارد. و این کلمه نشانه خاصّی ندارد.الف)مانند : جبل- ولد - عالم  ب ) مثّنی : که بر دو شخص یا دو شیء دلالت دارد . نشانه اش دو تا است: ان ِ و َین ِمانند : جبل = جبلان ِ ، جبلین ِ شبکه = شبکتان ِ ، شبکتین ِ  ج ) جمع : که بر بیش از دو شخص یا شیء دلالت دارد وبر دو قسمت است: - جمع مکسر که نشانه خاصی ندارد و از اضافه یا کم یا جابه جایی کلمه مفرد به کار می رود. مانند : عالم = عُلماء - شاهد = شهود- جمع سالم که بر دو قسمت است   1- مذکر که دو نشانه دارد  ون َ ، ین َ مانند : مُعلِّم = مُعَلِّمونَ - مُعَلِّمینَ  2- مؤنث که یک نشانه دارد اتمانند : مُعَلِّمة = مُعلِّمات 2- جنس اسم (مذکر ، مؤنث)مذکر: که نشانه خاصی ندارد . مؤنث : سه نشانه دادر۱- ة ( تاء ِ مُدوَّره = تای گرد )مانند : عالم +ة= عالمة - طالب +ة = طالبة۲- ا-ی ( الف مقصوره = الف کوتاه یا تنها )مانند : کُبری - لیلی ۳- اء ( الف ممدوده - الف کشیده )مانند : صحراء- زهراء- عَذراء - در ضمن دوگونه استثنا دارد با عنوان ۱- مؤنث لفظی (که در اصل مذکر است ولی نشانه مؤنث دارد)مانند : معاویه - طلحه ۲- مؤنث معنوی ( در اصل مؤنث است ولی نشانه مؤنث ندارد )مانند : زینب - مریم - شمس - بئر(چاه) - فأس(تبر)  3- جامد و مشتق ( مشتقات وصفی : اسم فاعل ، اسم مفعول ، صفت مشبهه ، اسم مبالغه و اسم تفضیل  . مشتقات غیر وصفی : اسم زمان ، اسم مکان و اسم آلت )اسم جامد اسمی است که از کلمه ی دیگری ساخته نشده باشد و از دو قسمت تشکیل شده است ۱-مصدر : بر کار بدون زمان دلالت دارد . مانند : کتابة (نوشتن)- علم(دانستن)                                  ۲- غیر مصدر : بر کار دلالت ندارد و صرفاً نام یک شخص یا شیء می باشد . مانند : کتاب- دفتر و..........اسم مشتق اسمی است که از فعل ساخته می شود و آن بر هشت قسمت می باشد : ۱- اسم فاعل : بر کننده کاری دلالت دارد مانند : معلّم=یاد دهنده    و به دو صورت ساخته می شود :      الف) از فعل مجرد : بر وزن فاعل مانند : کتب=کاتِب- شهد=شاهد     ب) از فعل مزید : از فعل مضارع استفاده می شود .به این ترتیب که  حرف فعل مضارع را حذف می کنیم و به جای آن مُ(میم مضموم) قرار می دهیم و حرف یکی به آخر مانده را کسره می دهیم     مانند : یَستَقبلُ= مُستَقبِل    - یَتَعَجّبُ=مُتَعَجِّب ۲- اسم مفعول : بر اسمی اشاره دارد که کار بر آن واقع می شود.مانند :مسئول= کسی که از او سؤال شده .    و آن هم بر دو وجه ساخته می شود.      الف) از فعل مجرد : بر وزن مفعول  مانند : کتب=مکتوب - شهد=مشهود     ب) از فعل مزید : از فعل مضارع استفاده می شود .به این ترتیب که  حرف فعل مضارع را حذف می کنیم و به جای آن مُ(میم مضموم) قرار می دهیم و حرف یکی به آخر مانده را فتحه می دهیم     مانند : یَستَقبلُ= مُستَقبَل    - یَتَعَجّبُ=مُتَعَجَب ۳- صفت مشبهه: بر صفت ثابت دلالت دارد و همان صفت ساده فارسی را می رساند. و مهمترین وزن آن فعیل است مانند عزیز - وحید - شهید - کریم - سمیع - علیم و .......وزن های دیگری هم وجود دارد مانند : فَعِل(خشن)- فَعل(سَهل)-  فَعلان(غضبان=خشمگین-سهران=شب زنده دار) ۴- اسم مبالغه : بر بسیاری صفت در شخص دلالت دارد و معمولا بر سه وزن می آید : فعّال(غفّار) - فعّاله(نسّابه=بسیار نسب دار)- فَعول(صبور)۵- اسم تفضیل :یعنی برتری و برای مقایسه دو شیء یا دو شخص دلالت دارد و بر وزن أفعَل است مانند حسنُ اکبرُ مِن حسین ٍ-مریمُ أجملُ مِن فَریبا.و اگر بخواهیم صفت برترین را نشان دهیم برای مذکر از أفعل و برای مؤنث از فُعلی استفاده می کنیم مانند : الله اکبر(خدا بزرگترین است)-زینب الکُبری(زینب بزرگوار)۶و۷ - اسم مکان - اسم زمان : از نامش پیداست که بر جا و وقت دلالت دارد. و هردو بر دو وزن می آیند و از معنی و جای آنها در جمله می فهمیم که بر زمان دلالت دارد یا بر مکان! وزن آنها عبارت است از : مَفعَل(مَطلع = وقت یا جای طلوع)-  مَفعِل(مسجِد=جای سجده کردن)۸- اسم آلت یا ابزار : بر ابزاری اطلاق می شود که در کارها و حرفه های مختلف به کار می رود و بر وزنهای مختلف می آید . مانند : مِفعَل (مِضرَب=راکت بازی)- مِفعَلة (مِکنَسة=جارو)- مِفعال (مِنشار=ارّه) 4- معرب و مبنی ( اسمهای مبنی عبارتند از : ضمیر ، اسم اشاره ، اسم موصول ، اسم استفهام ، اسم شرط ، بعضی از ظرفها ( الآن ، متی ، اَینَ ، حیثُ أمسِ ، إذا و ...) ، اعداد از 11 (احد عشر تا 19 (تسعة عشر) غیر از جزء اول عدد 12 ( اثنا ، اثنی ، اثنتا ، اثنتی)نکته 1 – بعضی از اسمها در موقعیتی خاص مبنی می شوند . مانند منادای علم و نکره ی مقصوده و اسم لاء نفی جنس ، که بنای آنها در قسمت نحو مطرح می شود و در واقع بنای آین کلمات عارضی است.نکته 2 – اسم معرب قابلیت گرفتن «ال» و تنوین را دارد و مضاف واقع می شود.نکته3 – مثنای اسمهای اشاره و موصول معربند.5- معرفه و نکره معرفه (شناخته شده )نکره (نا شناخته)نکره نشانۀ خاصی ندارد. فقط در بعضی موارد تنوین می گیرد . مانند کتابٌولی معرفه بر شش قسمت است : که چهار قسمت آن معرفه اصلی و دوتای آنها مُعَرّف (معرفه شده ) می باشند.1- عَلم : عبارت است از اسم شناخته شده حالا اسم یک شخص  یا یک جای خاص یا یک شیء خاص باشد .مانند : حُسین- اصفهان – رَخش2- ضمیر : تمام ضمایر چه متصل و چه منفصل ، چه مرفوع یا منصوب باشند چه مجرور همگی معرفه و شناخته شده هستند.3- اشاره : اسمهای اشاره مانند هذا – اولئک – تلک و........4- موصول : اسمهای موصول عام  مانند الذی – الّذین و خاص مانند مَن و ما معرفه به حساب می آیند.5- مُعَرّف به ال : هر اسمی که ال دارد معرفه است . کتاب=نکره – الکتاب = معرفه6- مُعَرّف به إضافه : هر اسمی که نکره باشد ولی برای یک اسم معرفه مضاف واقع شود ، معرفه می شود. مانند : کتاب= نکره -  علی= معرفه – کتاب +علی = کتاب علی در اینجا کتاب با اضافه شدن به علی معرفه شد و  آن هم از نوع معرّف به اضافه.به قول قدیمیها :معارف شش بوَد مُضمَر اضافه            عَلم موصول ذو اللام و اشاره 6- منصرف و ممنوع من الصرف (غیر منصرف) معروفترین موارد اسمهای غیر منصرف عبارت است از : *علم مؤنث ( فاطمة ، مکّة ، حمزة )* بیشتر اسمهای علم غیر عربی ( فرعون ، یوسف ، بهزاد)*صفت بر وزن « اَفعَل »  و مؤنث آنها (  اکبر ، اخضر، سوداء) *جمعهای مکسری که بعد از الف آنها دو حرف متحرک یا سه حرف ساکن الوسط داشته باشد ( جمع های مکسر بر وزن مفاعل و مفاعیل و یا هماهنگ آنها ) مانند : مدارس ، مصابیح ، تلامیذ ، فوائد ، اعاجیب ، تواریخ. . . *اسم های دارای الف و نون زائد (فَعْلان ، فُعْلان) مانند : غضبان ، سلمان  عُثمان...7- تقسیم اسم از حیث آخر آن به مقصور ، ممدود ، منقوص و صحیح الآخر اسم مقصور اسمی است که به الف تنها ختم می شود ( هدی ، دنیا ، فتی ، مستشفی ... )اسم منقوص اسمی است که به یاء ماقبل مکسور ختم می شود. (قاضی ، لیالی ، متعدِّی ، ایدی) اسم ممدود اسمی است که به الف و همزه ختم می شود. (زهراء ، سماء )اسم صحیح الآخر اسمی است که جزء موارد بالا نباشد ( کتاب ، رجل ، طالب )  نکته 1- برای مشخص کردن مذکر و مؤنث اسمهای جمع و همچنین جامد و مشتق و نوع مشتق آنها به شکل مفردشان توجه می کنیم. مثال : ورثة  جمع وارث مذکر و اسم فاعل     مدارس : جمع مدرسة مؤنث و مشتق اسم مکان است.نکته2- « أیّ » به عنوان اسم استفهام و شرط از اسمهای معرب است.

*فرنام محبی*